Blog Posts

از صوفی یادبگیر دلجویی کردن از آدما رو

از صوفی یادبگیر دلجویی کردن از آدم‌ها رو

  اگه حیوون خونگی داشته باشید، وقتایی پیش میاد که از دستش عصبانی میشید و واکنش نشون میدید. گربه من، اسمش صوفیه و استراتژی جالبی رو به کار می‌بره تا کم کم از دل من در بیاره. در ادامه قراره در این باره بنویسم و ازش طبق یادگیری استنباطی، ترفندی برای دلجویی از آدم‌ها معرفی کنم. اگه براتون جذابه، همراه من باشید… از وقتی صوفی رو به سرپرستی قبول کردم، پرده‌ی جدیدی توی زندگیم کنار زده شده. هم‌زیستی با یک […]

کاری رو انتخاب کن که از انجامش لذت ببری

Choose something that you enjoyed doing

دارم درس بعدی کارگاه شادی رو میخونم الان به این نتیجه رسیدم که آدم باید کارایی رو انجام بده که لذتش میچربه به هدفش اینطوری هم تو کارش موفق میشه هم لذت میبره از تک تک لحظه هاش به نظرم آدم باید میزان لذت هر روزش بالا باشه باز دارم قانون میسازم هزار بار دکتر گفت زندگی با این قانونا جلو نمیره همیشه! اما چه کنم که مغزم همش دنبال قانون ساختنه خلاصه اینکه نمودار لذت هدف خودت رو بکش […]

جویان؛ به لحظه‌ای که انجامش دادی احترام بذار!

ما آدما تو لحظه‌های مختلف، احساس‌های متفاوتی رو تجربه می‌کنیم. گاهی در لحظه شهامت انجام یه سری کارا رو در وجودمون احساس می‌کنیم که شاید یک روز بعد، از فکر کردن بهش وحشت کنیم! جالب نیست؟ منم مثل شما این حالت رو تجربه کردم. امشب داشتم به این فکر می‌کردم که وقتی کاری رو انجام می‌دم. اون لحظه برای انجامش خوشحالم و لذت می‌برم از انجامش، دیگه پشیمونیِ بعدش اصلا موردِ فکر نیست! حتی نباید بهش بها داد..   با […]

سلامتی و کوفت!

سلامتی و کوفت!

همیشه حرص می‌خورم وقتایی که می‌پرسم چه خبر؟ در چه حالی؟  و در جواب فقط می‌شنوم: سلامتی! ینی چی؟ این چند حالت بیشتر نداره: زندگیشون اونقدر بی محتوا و بدون اتفاقه که مجبورند بگن سلامتی! شما براشون غریبه‌اید و دوست ندارند از اتفاقات زندگیشون با شما صحبت کنند. توانایی داستان‌سرایی ندارند. در ادامه قصد دارم درباره هرکدوم بیشتر براتون بنویسم…   زندگیشون بی محتواست اصولا اعتقاد ندارم امکانش باشه که زندگی ما بی محتوا باشه. چون در اینصورت یعنی به شکل […]

نامه شماره ۴ – بورد اهداف و لذت‌ها + فرمول موفقیتِ همراه با شادی

مدت زیادی از زندگی من، صرفِ تلاش برای اهدافی شد که فکر می‌کردم اهداف من هستند! اما به تازگی به کمک دکتر روانشناسی به نام دکتر قدس(کلینیک رویش)، توانستم این پرده‌ی نامرئی را کنار بزنم و متوجه بشم که بسیاری از آن اهداف، درواقع نتیجه‌ی صحبت‌های افراد نزدیک زندگی‌ام بود و بسیاری از آنها اهداف خودم نبودند. برای اصلاح این مورد، دیروز و امروز دو بورد مهم را پُر کردم. بورد کارهایی که در راستای اهداف زندگی من بودند. بورد کارهایی که در […]

نامه شماره ۳ – فرِیم‌های شادی از فیلمِ هفت روزِ گذشته‌ی زندگیِ من

در این درس از کارگاه شادی، در آخر باید لحظه‌های شادی را که تجربه کردیم، می‌نوشتیم.   وقتی به هفت روز گذشته‌ی خودم برمیگردم، این فریم‌های شادی را تجربه کردم(میزان سختی تکرار این فریم از صفر آسان‌ترین تا ده سخت‌ترین) :   هنگامی که تسک‌های کاری‌ام در موقعیت خوبی قرار گرفته بودند و احساس می‌کردم کارمند نمونه‌ای هستم. (۳) هنگامی که با همکارم درحال شوخی بودیم و آن لحظه واقعا از خنده و شوخی بین‌مان احساس شادی می‌کردم. (۴) روزی که با […]

از آن مدل دخترهایی هستی که…

وقتی به ویژگی‌های خوبت فکر می‌کنم، احساس شادی می‌کنم. جالب اینجاست که ویژگی‌های تو اغلب خوب هستند. شاید یک یا دو ویژگی بد از نظر من داشته باشی. از اون مدل دخترهایی هستی که بدون آرایش زیبایی. زیبایی طبیعی… و زیباتر اینکه وقتی چیزهای غیرطبیعی مثل لوازم آرایشی استفاده می‌کنی، زیبایی طبیعیت رو خراب می‌کنند. معجزه‌ی خدا رو می‌بینی؟ مثلا زیباترین حالتت، درست زمانی هست که از خواب بلند میشی… همه‌ی آدم‌های دنیا، اغلب تو بدترین سر و شکل از خودشون […]

نامه شماره ۲ – فهمیدم خودمم نمی‌دونم چی شادم می‌کنه

به تازگی کارگاه شادی رو شروع کردم. همون ابتدا فرمی داره که قراره ۴ مورد از کارهایی که باعث میشن احساس شادی داشته باشید رو بنویسید. بعد، از یک تا ده از آسون‌ترین تا سخت‌ترین بهشون نمره میدی. قراره در ادامه با این فرم کار داشته باشیم. خودش چندین و چند مورد رو نوشته که می‌تونی از بین اونا انتخاب کنی یا خودت مواردی که نیستند رو اضافه کنی. برام جالب بود که بسیاری از مواردی که نوشته شده بود […]

نامه شماره ۱ – شاید هدف پس از بی‌هدفی

الان که این نامه رو می‌نویسم، نزدیک طلوعه خورشیده. آرومم. مثل آرامشِ پس از طوفان. طوفان که چه عرض کنم. نوعی پریشانی که ماه‌هاست با من همراهه. دغدغه‌ی پیدا کردن هدف دارم…   روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دلِ خویشتنم از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می‌روم آخر؟ نَنُمایی وطنم؟ بابا سهم زیادی در این پریشانی داره. سهم مثبت یا منفی رو نمی‌دونم. اما اینطوری بگم که همیشه […]

وقتی تنها بحثِ بین‌مون هم سرِ دوست داشتنه

وقتی که بهت حق میدم ازم دوری کنی… وقتی که میدونم حق داری… وقتی که حتی دوری کردنت هم زیباست چون دلیلش اینه که دوستم داری و دوری  از من برات سخته… وقتی هیچی نمیخوای جز دیدن من و تنها مسئله‌ی بحثمون همینه… وقتی خوشحالم که سر دیدن با هم بحث داریم یا بهتره بگم سر دوست داشتن… وقتی اونقدر خوبی که فقط سر دیدن من باهام دعوا داره… وقتی همه‌چیز خوبه و فقط ازم توقع داری بیشتر از ۷ […]

Site Footer