اختلاف فلسفی من و خانواده بر سر Ui و Ux زندگی

0 84

عنوان این مطلب ممکنه برای اهالی غیر بازاریابی دیجیتال، نامفهوم باشه.

اول بگم که از عنصر کنجکاوی در این تیتر استفاده کردم.

که هرکسی که بازاریابی نمیدونست هم، برای فهمیدن ماجرا جذب بشه بیاد مطلب رو باز کنه و بخونه.

 

همین اول بهتره بهتون توضیح بدم که:

UI / رابط کاربری و   Ux / تجربه کاربری یعنی چی؟

در دنیای طراحی سایت یا اپلیکیشن، ما دو مفهوم کلی داریم.

اولی رابط کاربری هست. این مفهوم به این معنیه که شما چه ظاهری رو برای اون پلتفرم طراحی و اجرا میکنید.

مثلا در ماشین، بدنه و درها و رنگ ماشین و شکل چراغ ها و باقی اِلِمان‌ها، میشن رابط کاربری یا همون User Interface.

یا در دنیای وب، شکلی که در ظاهر سایت میبنید، میشه Ui. مثلا رنگ بندی ها و شکل فهرست مطالب و هدر و فوتر سایت.

 

دومی تجربه کاربری هست.در این مفهوم، ما تجربه‌ای که استفاده از اون ظاهر برای ما رقم میزنه رو، مدنظر و توجه داریم. مثلا کیفیت باز شدن و بسته شدن در ماشین میشه تجربه کاربری. یا قدرت موتور میشه تجربه کاربری. اینکه چقدر چراغ‌های جلوی ماشین در مه خوب عمل می‌کنند، میشه تجربه کاربری چراغ ها یا User Experience.

 

  • اینم برای فهم ساده مطلب خوبه اضافه کنم که این دو مفهوم کاملا در هم تنیده هستند و اصلا نمیتونی بگی فقط به یکی توجه میکنی.

 

این تعریف رو داشتید، حالا بریم سراغ اختلاف منو بابا مامانم سر این دو مفهوم اما در دنیای واقعی!

 

مقدمه مطلب برای اینکه ذهن‌تون یکم گرم بشه

مادر من همیشه به خوش سلیقگی و خریدِ خوب کردن معروفه. مام تا حدودی قبول داریم این واقعیت رو. البته من در یه سری زمینه‌ها اصلا سلیقه و انتخاب‌هاش رو قبول ندارم.

ایشون مثلا اگه بهش یه مبلغی بدی و بخواد با اون بره ماهیتابه بخره، میره یه ماهیتابه خاص و جذاب میخره.

 

پدرم هم آدم منظم و باحالیه. مدل دسته‌بندی وسایل خونه که ایشون مرتب کرده، واقعا جالبه. مثلا یه قفسه داریم که ابزارآلات خونه رو گذاشتیم.

بابام خیلی خوب و جذاب وسایل داخل این کمد رو مرتب کرده.

 

اما این دو آدم با وجود اینکه این دو خصلت رو دارند، به نظر من یه مشکل بزرگ درون انتخاب‌هاشون وجود داره. و این مطلب درباره همین باگ هست. من تا قبل اینکه بازاریابی دیجیتال بلد بشم، خودم این باگ رو بهش این میزان دقت نکرده بودم!

 

مامان و بابای من کلا به UX توجهی ندارند! فقط Ui باز هستند

مامان و بابای من کلا به UX توجهی ندارند! فقط Ui باز هستند

طی این همه سال که بچه این خانواده بودم، در زمان‌های مختلفی متوجه این نکته بزرگ شدم که این دو فرد واقعا هیچ دقتی به تجربه استفاده از وسایل مختلف و دکوراسیون‌ها ندارند.

 

  • مامان من توجه ویژه به Ui داره و اینطوری مشخص میشه که دوست داره وسایل شیک و خاص و جذاب بخره.
  • پدر هم، خیلی دوست داره منظم و مرتب و طبقه‌بندی شده باشه هر محیطی. وسایل باید براساس یک معیار مشخص، چیده بشن.

 

اما هردوی این دو عزیز من، اصلا نگاهی به تجربه کاربری وسایل و دکوراسیونی که میچینن، ندارند!

 

چند مثال از عدم توجه خانواده به تجربه کاربری:

 

👨🏻‍💼بابا: 

  • مثلا ما یه دم باریک داریم. این دم باریک هر هفته نیاز هست که پیچ پایین کتری رو سفت کنه. بجای دم باریک کجا بود؟ همون کمدی که مخصوص ابزارآلات بودند. وقتی در کمد رو باز میکنی، دو سه تا کیف ابزار وجود داره. باید اولاً یادت بمونه دم باریک تو کدوم کیف بوده. شانس نداشته باشی، آخرین نفر تو یه کیف دیگه گذاشتش و تو مجبوری دونه دونه باز کنی و ببینی داخل کدومه. حالا من بارها با دقت به تجربه کاربری، اومدم دم باریک رو گذاشتم جلوی چشم و خارج از اون کیف ها. اما بابام بعدش که در کمد رو باز کرده، دیده بیرونه و دوباره برگردونده سرجاش. ینی داخل کیف ابزار. این میشه عدم توجه به تجربه کاربری!
  • یا من داخل ماشینم، یه سری وسایل رو همیشه جلو دید میذارم. مثلا تغذیه‌ای که به صورت هفتگی تو مسیر رفت یا برگشت میخورم تا ته دلم رو بگیره. یا مثلا آب پاش الکل که تو دوران کرونا مدام دستم رو باهاش ضدعفونی میکنم. بابام وقتی بی ماشین میشه و نیاز پیدا میکنه ماشین منو بگیره، میاد تمام این وسایل رو باز میبره سر جایی که خودش فکر میکنه. و اصلا فکر نمیکنه که من چرا اونارو جلو چشم میذارم. همینکه اونا طبقه‌بندی نشدن، خودش یه نکته منفیه. و میگه بذار ماشین بی نظم پسرم رو، منظم کنم.

👩🏻مامان:

  • اتاق من یه تخت داره. تخت من روش دو تا لحاف هست. یکی که زیرم میندازم و گودی کمرم رو پُر میکنه. دومی که روم میندازم. مامان من هربار که من تو اتاق نباشم، از فرصت استفاده میکنه و میاد این پتو رویی عه رو مرتب میکنه. مامان اصلا توجه نمیکنه که من به چه علت این پتو رو بعد از بیدار شدن جمع و مرتب نمیکنم! دلایل من ایناست: ۱) مرتب کردن اون پتو، باعث میشه اگر خواستم رو تخت با لب تاپ کار کنم یا غذا بخورم، به اشتباه روی پتو چیزی بریزم و کثیف بشه. لک این چیزام ممکنه به سختی بره. ۲) خوابیدن و بلند شدن، کار ساده‌تری میشه وقتی که حتی حال نداری پتو رو برداری. چون خیلی وقتا مدت طولانی روی میز کار خونگیم میشینم و حسابی بدنم خسته میشه.
  • من تو خونمون، یه دستشویی و حمام شخصی دارم. ینی من به تنهایی از این فضا استفاده می‌کنم. این فضا یه سطل زباله داره. این سطل رو مامان من هربار که میخواد سرویس من رو تمیز کنه، میاره بغل سینک دستشویی. مامان اصلا متوجه نیست که من به چه علت این سطل رو همیشه زیر سینک ظرفشویی جاساز میکنم. دلایل من برای این کار با توجه به تجربه کاربری ایناست: ۱) تجربه نشون داده موقع حموم کردن، آب میپاشه به سطل و تمام زباله ها رو خیس میکنه. این خودش تولید باکتری و بو میکنه. ۲) چون سطل من از اون مدلاست که در نداره، زباله‌ها مشخص هستند و هربار که از این سرویس استفاده کنه، قشنگ مشخص میشه محتویات این سطل. ظاهر خوبی اصلا نداره.

 

تا اینجای متن بهتون کیف داد؟ من که حال کردم از نوشتن این مطلب تا به اینجا. بریم برای نتیجه گیری نهایی…

چطور حواس خودمون و بقیه به تجربه کاربری جمع بشه؟

 

چطور حواس خودمون و بقیه به تجربه کاربری جمع بشه؟

  • این متن رو برای اعضای خانواده و هرکسی که این مشکل رو داره، بفرستید. و بعد ازش بخواید راجبش باهاتون صحبت کنه.
  • تعاریف رابط کاربری و تجربه کاربری رو از ابتدای متن، به زبون ساده برای افراد دچار، توضیح بدید. ذکر مثال فراموش نشه!
  • دقت کنید که ممکنه جزیی از شخصیت افراد، کمال طلبی، وسواس و غیره باشه. سعی کنید با دقت روی رفتارشون، این موارد رو درشون شناسایی کرده و معرفی‌شون کنید به روانشناس خوب. اگر نمیشناختید، کامنت‌ها بپرسید معرفی میکنم.
  • دقت و تکرار رو فراموش نکنید. هربار که دوباره افراد به تنظیمات کارخانه برمیگردند، موقع جابجایی، بهشون یادآور بشید دلیل این موقعیت رو.
  • فکر کنید که بهترین تجربه‌های کاربری ای که در زندگی روزمره باهاش مواجه هستید، چیا هستند؟ تلاش کنید با توجه به نیاز خودتون، ترتیب و شیوه رفتارها رو عوض کنید. اونارو به شیوه‌های جدیدی انجام بدید و امتحان کنید تجربه کاربری بهتری میدن یا نه.
  • اگر وسیله یا سبکی از زندگی، تجربه کاربری خوبی نداد با ایجاد تغییرات کافی، اون رو بندازید دور و یه چیز جدید رو شروع کنید.!

 

نوبتی ام باشه، الان دیگه نوبت شماست!

زودباشید همین الان تو کامنت‌ها کلی مثال از تجربه کاربری و رابط کاربری تو زندگی روزمره خودتون و اطرافیان بزنید.

تو نظر بنویسید که چی بوده. چرا بد یا خوب بوده. و اگه تغییر دادید، چی شده یا خواهد شد.

اسم آدمایی که این مشکل رو باهاشون داشتید رو هم در داستان، بیارید. بامزه میشه. مثلا یه رییس داشتم که…     اینطوری بنویسید.

 

از جدیدترین نوشته‌ها باخبر شو
از جدیدترین نوشته‌ها باخبر شو
به صورت هفتگی یا ماهانه، بهترین نوشته‌ها رو برات ارسال میکنم
هر زمان که بخوای، میتونی از دریافت ایمیل انصراف بدی
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای بهبود تجربه شما از بلاگ، از کوکی‌های شما با رعایت حریم شخصی استفاده هوش مصنوعی میشه. لطفا پذیرفتن رو انتخاب کنید. پذیرفتن اطلاع بیشتر