سالاد الویه بدطعم ما ایرانی‌ها از شبکه‌های اجتماعی

0 17

چرا ایرانی ها اینقدر زور می‌زنند شبکه‌های اجتماعی را با هم ترکیب کنند؟

  • ویدیو‌های یوتیوب را با بدترین ادیت و بدون رعایت کپی‌رایت می‌خواهیم ببریم داخل اینستاگرام!
  • اینفوگرافیک‌های پینترست را به‌زور میخواهیم برش بزنیم ببریم داخل تلگرام و اینستاگرام!
  • موزیک‌های اسپاتیفای و آی تیونز را به‌زور و غیرقانونی می‌بریم اینستاگرام و تلگرام!
  • مطالب قوی صفحات وب و بلاگ‌های مختلف را به زور چکیده می‌کنیم و می‌بریم در اینستاگرام و تلگرام!
  • در صفحات وب مقدمه‌ی مطلب را می‌نویسیم و ادامه را به کانال تلگرام لینک می‌دهیم!
  • در لینکدین شعر از حافظ و سعدی می‌گذاریم و تلاش داریم یادآور میراث کهن باشیم!
  • در ویرگول مطالب تبلیغاتی می‌نویسیم و محتواهای ما ارزش افزوده ندارند!
  • در آپارات، بنر ثابتی می‌سازیم و به جای ویدیو آپلود می‌کنیم تا در آن تبلیغ کانال و سایت خودمان را انجام دهیم. بی هیچ فِرِیمی از حرکت یا صدا…( آپارات برای اشتراک ویدیو است!)
  • در تلگرام کانال‌های توییترفارسی می‌زنیم و ملت را بدبخت می‌کنیم
  • در تلگرام کلاس آموزشی برگزار می‌کنیم و توقع داریم شاگردان بهره ببرند!

و…

اما چرا…؟


دلیل اول: ما از تولید محتوای جدید متنفریم!

ما ایرانی‌ها مدت زیادی هست که مصرف‌گرایی را پیشه کرده‌ایم و عادتمان شده محتواها را آدمهای دیگر با هزار زحمت و هزینه تولید کنند و ما فقط ازشان به نفع خودمان استفاده کنیم!

این ریشه در تنبلی و تن‌پروری ما ایرانی‌ها دارد!

و الا همه‌جای دنیا موقع شروع کار، تلاش می‌کنند با استراتژی محتوایی و تعیین نقشه راه، با استفاده از شیوه‌هایی مثل بازاریابی درونگرا مخاطب را جذب خودشان کنند.

دلیل دوم: ذات و فلسفه‌ی شبکه‌های اجتماعی را نمی‌دانیم!

ما ایرانی‌ها اول تکنولوژی را وارد می‌کنیم بعد تازه فکر می‌کنیم نحوه‌ی استفاده از آن چطوی است.

فیسبوک می‌آید، بی اینکه فکر کنیم قرار است چه‎‌شکل محتوایی تولید شود و برای چه باید در فیسبوک باشیم، اکانت می‌سازیم و بعد از مدتی به گند می‌کشیم‌اش.

لاین می‌آید، بی اینکه فلسفه‌ی وجودیش را بشناسیم، اکانت می‌سازیم و به گند می‌کشیم‌اش!

اینستاگرام و تلگرام می‌آیند، بی‌اینکه درباره‌ی هدف سازندگان فکر کنیم و بخوانیم، اکانت می‌سازیم. شکل‌های جدیدی از محتوا را می‌سازیم. و بعد از مدتی هردو را به گند می‌کشیم!

دلیل سوم: روی کاری که می‌کنیم پافشاری داریم و نمی‌خواهیم تغییر کنیم!

وقتی که مقاله‌های مختلفی درباره‌ی اشتباه‌مان نوشته می‌شود و تلاش می‌شود تا فلسفه‌ی حضور در هریک از شبکه‌های اجتماعی را آموزش بدهند، کاری با آن نداریم و هرجوری که دلمان می‌خواهد کامیونیتی آن شبکه‌ی اجتماعی را به گند می‌کشیم.

دلیل چهارم: از یک شبکه‌ی اجتماعی انواع و اقسام محتواها را توقع داریم!

در اینستاگرام و تلگرام( که اصلا شبکه‌ی اجتماعی نیست و یک پیام‌رسان محسوب می‌شود) توقع داریم هم کتاب بخوانیم. هم ویدیو ببینیم. هم مقاله دنبال کنیم. هم دوست‌یابی کنیم. هم… هم… هم…

گویی اینستاگرام یا تلگرام قرار است هم یوتیوب باشند، هم توییتر باشند، هم لینکدین باشند، هم… هم… هم… تا ما به خودمان زحمت ندهیم و سراغ دیگر شبکه‌های اجتماعی نرویم!

چون تنبل هستیم!

چون به دنبال راحتی هستیم!

چون…

چون…

چون…

این نوشته را می‌توان تا سطرهای زیادی ادامه داد…

اما واقعیت این است که به قدری از این موضوع ناراحت و عصبی هستم که ترجیح می‌دهم بیش‌از این به آن نپردازم.


به نظر شما فلسفه‌ی هرکدام از شبکه‌های اجتماعی زیر چیست؟

  • اینستاگرام:
  • تلگرام:
  • یوتیوب:
  • پینترست:
  • توییتر:
  • مدیوم:
  • لینکدین:

و…

چه نوع استفاده‌ای باید از آنها کرد؟ چه محتوایی باید در آنها منتشر کرد؟ به چه هدفی؟ چه محتواهایی درحال حاضر در ایران تولید می‌شوند که نباید تولید شوند؟ سازندگان(فاندر های) هریک از آنها به دنبال چه بودند؟

پایین این مطلب، با هم کمی درد دل کنیم…

کمی غر بزنیم…

کمی بحث خوب کنیم…

عکس مطلب از این منبع برداشته شده است.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای بهبود تجربه شما از بلاگ، از کوکی‌های شما با رعایت حریم شخصی استفاده هوش مصنوعی میشه. لطفا پذیرفتن رو انتخاب کنید. پذیرفتن اطلاع بیشتر