چرا دوست دارم از ایران مهاجرت کنم؟

چرا دوست دارم از ایران مهاجرت کنم؟

من همیشه دوست داشتم که خارج از ایران زندگی کنم. البته تو گوشی خوندن‌های پدرم هم بی‌تأثیر نبوده. یادمه از بچگی من رو کلاس زبان فرستاد که اصلا قبل از اینکه به هجده سالگی برسم؛ بفرسته منو خارج برای ادامه تحصیل. که چقدرم شد! تو مطلبی با عنوان بذار بچه همون مدرسه‌ای که آرامش داره درس بخونه!  درباره داستانِ تلخ تحصیل و اتفاقات بدش نوشتم. فرصت کردید اونم بخونید. نکات خوبی رو توش گفتم که حتما بدردتون می‌خوره. شاید شما هم بچه‌های آیندتون رو نجات دادید.

خلاصه که همیشه دلم می‌خواسته تو کشورهای خارجی زندگی کنم. اما به چند دلیل که در ادامه باهاتون در میون میذارم:

1. تکنولوژی

تکنولوژی خیلی برای من مهمه. من بچه‌ی تکنولوژی هستم. تمام عمرم با هم مثل دوتا رفیق بودیم. برام خیلی سخته تو کشوری باشم که تکنولوژی چند سال بعد همیشه بهش میرسه. یا خیلی‌هاشون هرگز قابل تجربه کردن توسط ما نیستند.  برام خیلی مهمه که بتونم از نهایتِ تکنولوژی استفاده کنم. من هرچه بیشتر بتونم زندگی روزمره خودم رو با تکنولوژی ادغام کنم، انگار ساده‌تر زندگی می‌کنم. عاشق این هستم با اپ‌های مختلف، خدمات مختلف دریافت کنم و حتی ارائه بدم.

2. دیجیتال مارکتینگ

من یه دیجیتال مارکتر و به شکل تخصصی‌تر، یک سوشال مارکتر هستم. برای من، خیلی مهمه که تو جایی زندگی کنم که بتونم از پلتفرم‌های روز دنیا بهره ببرم. الان تو ایران روز به روز ما محدودتر میشیم و خیلی بیشتر از قبل داره این دایره برامون تنگ‌تر میشه. گوگل آنالتیکس، هات‌جر، اینستاگرام ادز و کلی سرویس‌های بی‌نظیر دیگه که اگه بخوام لیست کنم، دیگه حوصلم سر میره برای ادامه دادنِ این مطلب. من تو ایران نمی‌تونم ایده‌های خودم رو عملی کنم. به این دلیل که ابزار‌های کاری من، در دسترس من نیستند. الان من می‌خوام برای صفحه‌ی اینستاگرام بیزینس جدید خودم یعنی سها بیوتی، تیک وریفای بگیرم. اما اینستاگرام به من نمیده. یا میخوام تبلیغات کلیکی برم تو گوگل. اما خدا تومن باید هزینه کنم چون پول من با نرخ دلار، خدا تومن اختلاف داره. حتی من اجازه ساخت حساب گوگل ادوردز هم ندارم. خب احساس خفگی بهم دست میده! اصلا جرقه‌ی نوشتن همین مطلب، همین مورد شماره دوم بود. دیدم هر کاری می‌خوام بکنم، یه مانعی روبروم هست. و من نسبت بهش کنترلی ندارم. به قول اون بیت که میگفت: ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش؛ باید برون کشید ازین ورطه فلان و اینا…

 

3. تحصیلات

من روانشناسی می‌خونم. برنامم اینه دکتر روانشناس بالینی بشم. و درمانگری کنم. کشور ما از علم روز روانشناسی عقب‌تره. تو چی عقب نیست؟ من دوست دارم بروز باشم. تو همه‌چیز این عادت رو دارم. اینم روش. پس علاقه دارم بروزترین چیزها رو مطالعه کنم. یادبگیرم. تحقیق کنم. از سمتی؛ کیفیت سیستم آموزشی هم برام خیلی مهمه. 

 

4. زندگی کردن

من سبک زندگی غربی رو می‌پسندم. برخورد نزدیکم مسافرت بوده. و باقیش از فیلم‌ها و سریال‌ها. محدودیت‌های مختلف ایران رو دوست ندارم. این سبک زندگی برای من آزاردهنده است. سبک زندگی در کشور‌های غربی برای من واقعا جذاب و خوبه. البته اینم می‌دونم که چقدر متفاوته اینکه چند ماه زندگی کنی تا از دور تصور کنی.

 

تو مطلب دیگه‌ای در آینده دلایل مهاجرت نکردن از ایران رو خواهم نوشت…

مخلص ❤

طراحی بنر از: DAMIAN KIDD

 

[تعداد: 1    میانگین: 1/5]

به نوشتن خیلی علاقه‌دارم. بهم آرامش میده. مثل موسیقی و فیلم و سریال. از وقتی یادمه راحت می‌‍‌نوشتم. برام سخت نبود چیزی که تو فکرم میگذره رو با کلمات بیان کنم. تلاشم اینه خودسانسوری نکنم تا جایی که بدبخت نشم! ساده و شفاف بنویسم. هرجا نیاز باشه دستوری می‌نویسم و هرجا بخوام، شکسته و عامیانه. برای این دوگانه نوشتن هم، دلایل خودم رو دارم. گاهی عامیانه نوشتن، خیلی بهتر احساسات رو منتقل می‌کنه. گاهی رعایت دستور نگارش فارسی و دوری از شکسته‌نویسی، باعث میشه جدی بودنِ مطلب مشخص باشه. انتخاب خودم، اگه مجبور نباشم، عامیانه و شکسته نوشتـنه. ولی به اجبار در دستوری نوشتن هم، مهارت دارم.

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer