ما فراموش می‌کنیم همه‌چیز در بهترین زمان خودش اتفاق میوفته

من همیشه‌ی زندگیم عجول بودم. کلا صبر کردن برام عذاب‌آوره.

دیروز تو جلسه با دکتر صحبتِ این بود که پروسه‌ست تغییر هر عادت. نهادینه کردن و ترک کردنش. کلا فرآینده. نباید به چشم یک عمل یا چند عمل کوتاه بهش نگاه کرد.

ما خیلی این روزا دچار استرس هستیم. برای اینکه باور داریم همه چی باید همین الان اتفاق بیوفته! ما فراموش کردیم که همه چی در بهترین زمانِ خودش اتفاق میوفته.

مامانم میگفت هرچی رو به زور از خدا و کائناتش بخوای، ممکنه بهت بده ولی خیلی به ضررت تموم بشه. میگفت کلا چیزی رو به زور نخواه. بگو اگه به نفعمه، بهم بده.

منم همیشه موقع دعا کردن می‌گفتم: خدایا من اینو خیلی می‌خوام. ولی حواست باشه اگه به نفعم نیست، از درخواست زیادِ من ندیا! انگار که خدا وایساده من تعیین تکلیف کنم😁

[تعداد: 2    میانگین: 2.5/5]

به نوشتن خیلی علاقه‌دارم. بهم آرامش میده. مثل موسیقی و فیلم و سریال. از وقتی یادمه راحت می‌‍‌نوشتم. برام سخت نبود چیزی که تو فکرم میگذره رو با کلمات بیان کنم. تلاشم اینه خودسانسوری نکنم تا جایی که بدبخت نشم! ساده و شفاف بنویسم. هرجا نیاز باشه دستوری می‌نویسم و هرجا بخوام، شکسته و عامیانه. برای این دوگانه نوشتن هم، دلایل خودم رو دارم. گاهی عامیانه نوشتن، خیلی بهتر احساسات رو منتقل می‌کنه. گاهی رعایت دستور نگارش فارسی و دوری از شکسته‌نویسی، باعث میشه جدی بودنِ مطلب مشخص باشه. انتخاب خودم، اگه مجبور نباشم، عامیانه و شکسته نوشتـنه. ولی به اجبار در دستوری نوشتن هم، مهارت دارم.

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer