اگه امروز آخرین روز زندگیم بود…

اگه امروز آخرین روز زندگیم بود...

اگه امروز آخرین روز زندگیم بود، خیلی از کارهای امروز، برنامه‌های امروز، بی‌حوصلگی‌ها، رفتار‌ها حتی دعوا‌ها و ناراحتی‌ها کم و زیاد می‌شدند. ما آدما خیلی وقتا از اونجایی که امید داریم حالا حالا ها همدیگه رو داریم و وقت بیشتری وجود داره، خیلی اتفاق‌ها رو بهش تن میدیم.

امروز داشتم تو Pinterest گشت می‌زدم که به این Pin رسیدم:

اگه امروز آخرین روز زندگیم بود...

 

واقعیت اینه که برای چند دقیقه به این موضوع فکر کردم. همینطور که داشتم فکر می‌کردم؛ متوجه شدم خودِ این سوال می‌تونه خط کش‌ای باشه برای اینکه متوجه بشم آیا در مسیرِ درستی در هر دوره از زندگیم قرار دارم یا نه!

از خودم پرسیدم، اگه امروز آخرین روز از زندگیت بود، درباره این موضوع، مطلبی می‌نوشتی؟

و پاسخ مثبت بود…

پس شروع کردم به نوشتن 🙂


اگه امروز آخرین روز از زندگیت بود…

  • بازم مشغولِ شغلی که داری میشدی؟
  • بازم فکرت رو درگیرِ مشکلاتی که مشغولت کردن میکردی؟
  • بازم تو خونه میموندی؟
  • با دوستت تو قهر می‌موندی؟
  • بازم بابت تک به تک اتفاقاتی که در طول روز رخ می‌دادند فکرت رو درگیر میکردی؟
  • بازم…؟

وقتشه خودت فکر کنی اگه امروز آخرین روز از زندگیت بود چه کارایی نمیکردی؟

 

اگه نوشتنت اومد؛ پایین مطلب منتظرتم…

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

به نوشتن خیلی علاقه‌دارم. بهم آرامش میده. مثل موسیقی و فیلم و سریال. از وقتی یادمه راحت می‌‍‌نوشتم. برام سخت نبود چیزی که تو فکرم میگذره رو با کلمات بیان کنم. تلاشم اینه خودسانسوری نکنم تا جایی که بدبخت نشم! ساده و شفاف بنویسم. هرجا نیاز باشه دستوری می‌نویسم و هرجا بخوام، شکسته و عامیانه. برای این دوگانه نوشتن هم، دلایل خودم رو دارم. گاهی عامیانه نوشتن، خیلی بهتر احساسات رو منتقل می‌کنه. گاهی رعایت دستور نگارش فارسی و دوری از شکسته‌نویسی، باعث میشه جدی بودنِ مطلب مشخص باشه. انتخاب خودم، اگه مجبور نباشم، عامیانه و شکسته نوشتـنه. ولی به اجبار در دستوری نوشتن هم، مهارت دارم.

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer